بازخوانی میراث علامه مجلسی در آیینه مستشرقان؛ تأکید بر ضرورت بازنگری علمی در تصویرهای تاریخی
مدرسه تابستانه «بازخوانی میراث علامه مجلسی در آیینه مستشرقان» با هدف بررسی جایگاه علمی، فرهنگی و تمدنی علامه محمدباقر مجلسی و بازخوانی دیدگاههای شرقشناسان درباره تشیع و عصر صفوی، در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه ۲۸ و ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ در اصفهان برگزار شد.
این مدرسه تابستانه در دو نوبت صبح و عصر، با حضور و مشارکت استادان حوزه و دانشگاه و بهصورت حضوری و مجازی برگزار شد و طی آن، ابعاد مختلف شخصیت علامه مجلسی، نقش او در احیای میراث حدیثی شیعه، نسبت وی با تحولات عصر صفوی و نقد روایتهای رایج در مطالعات غربی درباره تشیع مورد بررسی قرار گرفت.
در این برنامه، حجتالاسلام احمد عبداللهینژاد، مدیر حوزههای علمیه خواهران استان اصفهان، سخنرانی افتتاحیه را بر عهده داشت و آیتالله محمدتقی سبحانی، پروفسور اندرو نیومن، حجتالاسلام دکتر مرتضی مداحی و استاد امید هادیان برسیانی، چهار سخنرانی علمی این مدرسه تابستانه را ارائه کردند. اختتامیه نشست نیز با سخنان استاد حاج حسن مظاهری، رئیس دفتر مرجع عالیقدر آیتاللهالعظمی مظاهری، برگزار شد. حجتالاسلام احمدرضا کریمی نیز دبیر علمی جلسات بود.
حجتالاسلام احمد عبداللهینژاد در مراسم افتتاحیه با اشاره به جایگاه علامه محمدباقر مجلسی در تاریخ علمی و فرهنگی ایران، شخصیت او را فراتر از یک محدث برجسته دانست و بر ابعاد علمی، فرهنگی، اجتماعی و تمدنی فعالیتهای وی تأکید کرد. به گفته او، علامه مجلسی در دوره صفویه توانست بخشی مهم از معارف شیعه را از محدوده محافل تخصصی خارج کند و در دسترس عموم جامعه قرار دهد.
وی با اشاره به پیوند میان فعالیتهای علمی علامه مجلسی و تحولات اجتماعی دوره صفوی، نقش او را در تقویت هویت شیعی و شکلگیری فرهنگ عمومی شیعه در ایران مهم ارزیابی کرد. در این نگاه، مجلسی تنها گردآورنده احادیث نبود، بلکه در فرایندی گسترده برای تثبیت و تبیین هویت دینی و فرهنگی جامعه شیعی نقش داشت.
مدیر حوزههای علمیه خواهران استان اصفهان همچنین بر جایگاه اصفهان در تاریخ تشیع و فرهنگ ایرانی تأکید کرد و یادآور شد که توجه به میراث علامه مجلسی، بخشی از مسئولیت علمی و فرهنگی این شهر به شمار میرود. بر اساس مطالب مطرحشده در این نشست، نام علامه مجلسی با هویت علمی و فرهنگی اصفهان پیوندی عمیق دارد و بزرگداشت او باید از سطح مراسم مناسبتی فراتر رفته و به پژوهشهای مستند و روشمند منجر شود.
در ادامه، آیتالله محمدتقی سبحانی در سخنرانی خود با عنوان «علامه مجلسی و نقش ایشان در شناخت تشیع به جهانیان»، علامه مجلسی را نقطه عطفی در تاریخ فکر و فرهنگ شیعه معرفی کرد. وی گفت که با وجود شهرت گسترده علامه مجلسی، شخصیت، روش علمی، عملکرد اجتماعی و پیامدهای تاریخی فعالیتهای او همچنان بهطور کامل شناخته نشده است.
آیتالله سبحانی مهمترین ارمغان علامه مجلسی برای جامعه شیعه و جامعه اسلامی را در چند محور شامل احیای قرآن و حدیث، نظاممند کردن میراث شیعه، عمومیسازی معارف دینی و پیوند دادن تشیع با جامعه و دولت دانست. به اعتقاد او، مجلسی در شرایطی تاریخی به میدان آمد که میراث شیعه در شاخههای گوناگون فقهی، حدیثی، فلسفی، عرفانی و کلامی پراکنده بود و نیازمند گردآوری، تنظیم و عرضهای جامع به جامعه علمی و عمومی بود.
وی چهار رویکرد را از عوامل شکلگیری تصویرهای ناقص از علامه مجلسی برشمرد: مدرنیستها و روشنفکران سکولار، روشنفکران دینی، باطنگرایان و قرائتهای صوفیانه از تشیع و همچنین نگاه محدود درونحوزوی که مجلسی را صرفاً محدث و گردآورنده حدیث میداند.
آیتالله سبحانی تأکید کرد که هیچیک از این قرائتها بهتنهایی نمیتواند جایگاه واقعی علامه مجلسی را توضیح دهد. به گفته او، مجلسی در خلأ تاریخی پدید نیامد و پیش از او نیز قرائتهای مختلفی از تشیع وجود داشت، اما اهمیت کار او در این بود که توانست عناصر گوناگون میراث شیعه را در قالبی جامع، منسجم و قابل استفاده برای گروههای مختلف جامعه گردآوری کند.
وی «بحارالانوار» را صرفاً مجموعهای انبوه از روایات ندانست، بلکه آن را نوعی جامعنگاری و دستگاهمند کردن میراث شیعه توصیف کرد. از نگاه او، بحارالانوار در کنار گردآوری منابع روایی، زمینهای برای شناخت ساختار معرفتی تشیع فراهم میکند و در بسیاری از موارد، با طرح مسائل، اختلافها و تعارضهای موجود، مسیر پژوهشهای بعدی را نیز باز میگذارد.
آیتالله سبحانی همچنین از تلاش علامه مجلسی برای شرح و تحلیل منابع روایی، ارائه نظامی توصیفی از میراث شیعه، سادهسازی دانش دینی و گسترش سواد و فرهنگ شیعی در میان طبقات مختلف اجتماعی سخن گفت و افزود که نقش او در عمومیسازی معارف تشیع، یکی از مهمترین ابعاد کمتر دیدهشده شخصیت وی است.
دیگر سخنران این مدرسه تابستانه، پروفسور اندرو نیومن، پژوهشگر مطالعات ایران و تشیع، بود که بهصورت آنلاین در نشست حضور یافت. موضوع سخنرانی او «ایده محمدباقر مجلسی به مثابه ایده ایران عصر صفوی و افقهای نو در مجلسیپژوهی» بود.
نیومن در آغاز سخنان خود از سابقه آشناییاش با ایران از سال ۱۹۷۴ و تجربه تدریس زبان انگلیسی در شهرهای تهران، کرمانشاه و مشهد یاد کرد و گفت که بیش از دو دهه با آثار علامه مجلسی کار کرده است. با این حال، او بر دشواری شناخت کامل شخصیت و اندیشه مجلسی تأکید کرد و مطالعات مربوط به وی را همچنان نیازمند پژوهشهای گستردهتر دانست.
محور اصلی سخنان نیومن، نقد پارادایمهای قدیمی در مطالعات غربی درباره تشیع، صفویه و علامه مجلسی بود. او گفت بخشی از پژوهشهای قدیمی غربی بر این پیشفرض استوار بودهاند که دین، بهویژه در ایران، در مسیر مدرنیته بهتدریج از میان میرود یا به حاشیه رانده میشود؛ پیشفرضی که تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دهههای اخیر، نادرستی آن را آشکار کرده است.
به گفته نیومن، در بسیاری از مطالعات پیشین، تشیع با تصوف یکی گرفته میشد و تشیع اصیل، پدیدهای باطنی، غیرسیاسی و جدا از ساختارهای اجتماعی و حکومتی تلقی میشد. در چنین چارچوبی، علامه مجلسی نیز اغلب بهعنوان شخصیتی ظاهرگرا، سیاسی و مخالف فلسفه و تصوف معرفی شده و حتی مسئولیتهایی در ارتباط با افول صفویه به او نسبت داده شده است.
این پژوهشگر تأکید کرد که برخی مطالعات بیش از آنکه درباره خود علامه مجلسی یا واقعیت تاریخی عصر صفوی باشند، درباره پیشفرضها و چارچوب فکری نویسندگانشان اطلاعات میدهند. از نظر او، برای فهم دقیقتر نقش مجلسی باید به منابع دستاول مراجعه کرد و او را در متن کلی ایران عصر صفوی مورد مطالعه قرار داد، نه اینکه شخصیتش صرفاً در قالب یک عامل سیاسی یا مذهبی در روند افول صفویه تحلیل شود.
نیومن همچنین با اشاره به تغییر فضای مطالعات ایران و تشیع پس از انقلاب اسلامی گفت که بازگشت دین به متن تحولات سیاسی و اجتماعی، پژوهشگران غربی را با واقعیتی مواجه کرد که با پیشبینیهای سکولاریستی پیشین سازگار نبود. به همین دلیل، او بازنگری در روشها و پیشفرضهای مطالعات مربوط به تشیع و علامه مجلسی را ضروری دانست.
حجتالاسلام دکتر مرتضی مداحی نیز در سخنرانی آنلاین خود به معرفی و نقد کتاب «اسلام بدون الله» اثر کالین ترنر پرداخت. او با اشاره به دانشگاهی بودن این اثر و برخورداری آن از ارجاعات متعدد، بر ضرورت نقد علمی و مستند کتاب تأکید کرد و گفت آثار دانشگاهی، حتی در صورت وجود خطا یا پیشفرض نادرست، باید با استدلال و مراجعه به منابع مورد بررسی قرار گیرند.
مداحی توضیح داد که کتاب ترنر تصویری منفی از علامه مجلسی ارائه میکند و او را شخصیتی متعصب، بیرحم و ظاهرگرا معرفی میکند. در این کتاب، مجلسی همچنین بهعنوان گردآورندهای جهتدار تصویر شده که احادیث را در راستای منافع صفویه گردآوری کرده و در فرایند سیاسی و مذهبی منتهی به سقوط این سلسله نقش داشته است.
از دیگر ادعاهای مطرحشده در کتاب، حرکت تشیع از خداگرایی به امامگرایی و معرفی علامه مجلسی بهعنوان نماینده تشیع ظاهرگراست. مداحی در نقد این دیدگاه گفت چنین تصویری با بررسی دقیقتر آثار علامه مجلسی سازگار نیست و نمیتوان وی را در چارچوب اخباریگری افراطی یا مخالفت مطلق با عقل و اجتهاد قرار داد.
وی با اشاره به آثار علامه مجلسی، بر وجود نشانههای متعدد توجه او به اجتهاد، قرآن، مباحث عقلی و ارزیابی منابع تأکید کرد و افزود که مجلسی در منازعه اخباری و اصولی، موضعی میانه داشت. به گفته مداحی، اگرچه علامه به میراث حدیثی توجه ویژهای نشان میداد، اما این امر به معنای پذیرش بیقیدوشرط همه روایات یا بیاعتنایی به اعتبارسنجی منابع نبود.
مداحی همچنین از این دیدگاه دفاع کرد که بحارالانوار را نباید گردآوری بیضابطه و جهتدار احادیث دانست. او گفت علامه مجلسی در موارد مختلف درباره اعتبار منابع، انتساب کتابها و دشواری پذیرش برخی روایات اظهارنظر کرده است. علت گردآوری گسترده این میراث نیز نگرانی از نابودی نسخهها و از میان رفتن منابع حدیثی در دورهای بود که صنعت چاپ در ایران رواج گسترده نداشت.
وی در ادامه، نقش اخباریان را در حفظ، شرح، ترجمه و فارسیسازی میراث حدیثی مهم دانست و گفت این نقش در برخی پژوهشهای غربی نادیده گرفته شده است. به اعتقاد او، برای ارزیابی درست فعالیت علامه مجلسی باید شرایط تاریخی، وضعیت نسخههای خطی، نیازهای فرهنگی جامعه و نقش آثار او در انتقال معارف شیعی را همزمان در نظر گرفت.
سخنران دیگر این نشست، استاد امید هادیان برسیانی، بود که موضوع «گونهشناسی مستشرقان و تحولات فکری آنان در مطالعات مجلسی» را بررسی کرد. او برای این منظور حدود ۵۰ اثر از ۴۲ تا ۴۳ پژوهشگر غربی یا پژوهشگر فعال در فضای غرب را در بازه زمانی ۱۸۱۵ تا ۲۰۲۶ مطالعه کرده و آثار آنان را بر اساس سه چارچوب جامعهشناسی معرفت، نظریه روایت تاریخی و تحلیل گفتمانی انتقادی دستهبندی کرده است.
هادیان برسیانی در تحلیل خود پنج معیار را در نظر گرفته است: جایگاه دانشگاهی پژوهشگر، رشته و تخصص علمی، پرسش محوری، روش پژوهش و نوع مخاطب و منابع مورد استفاده. بر اساس این معیارها، مطالعات غربی درباره علامه مجلسی در هفت گونه شامل مورخان زوال صفویه، متنپژوهان و فیلولوژیستها، مورخان اندیشه، مورخان اجتماعی، منتقدان خود مطالعات مجلسی، منتقدان مدرنیستی و توصیفگران باورهای شیعی دستهبندی شد.
وی در بررسی جریان نخست، از پژوهشگرانی مانند جان مالکوم، ادوارد براون، لاکهارت و راجر سیوری نام برد که علامه مجلسی را با افول صفویه مرتبط دانستهاند. هادیان برسیانی یکی از نقدهای مهم وارد بر این جریان را استفاده گسترده از منابع دستدوم و مراجعه نکردن مستقیم به آثار خود علامه دانست.
او در مقابل، به پژوهشهای متأخری اشاره کرد که با مراجعه به منابع دستاول، برخی ادعاهای رایج درباره علامه مجلسی، از جمله مسئولیت مستقیم او در اخراج صوفیان از اصفهان یا آزار اقلیتها را به چالش کشیدهاند. از دیدگاه هادیان، بخشی از این نسبتها بیش از آنکه بر اسناد مستقیم استوار باشد، نتیجه تکرار روایتهایی است که در پژوهشهای پیشین شکل گرفتهاند.
این استاد پژوهشهای مربوط به مجلسی، در بررسی جریانهای فکری دیگر به دیدگاههای هانری کوربن، سیدحسین نصر و امیر موعظی نیز پرداخت؛ جریانی که تشیع اصیل را عمدتاً باطنگرا و عرفانی میداند و علامه مجلسی را نماینده غلبه تشیع ظاهری و شریعتمدار معرفی میکند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، به مطالعات اجتماعی درباره علامه مجلسی اشاره کرد؛ مطالعاتی که نقش او را در عمومیسازی تشیع، گسترش زیارت، آموزش دینی و شکلدهی به جامعه شیعی بررسی میکنند. به گفته هادیان، از حدود سال ۲۰۰۰ به بعد، رویکردهای انتقادی و منبعمحور در مطالعات مجلسی افزایش یافته و پژوهشگران بیشتری به سراغ منابع اصلی رفتهاند.
هادیان برسیانی در جمعبندی سخنان خود گفت دو گزاره «تشیع اصیل مساوی با تصوف است» و «علامه مجلسی عامل افول صفویه بوده است» همچنان در برخی نوشتهها تکرار میشود، اما پژوهشهای جدید ضرورت عبور از این پارادایمها و بررسی مستقیم منابع را نشان میدهد. او بر این نکته تأکید کرد که مطالعات مجلسی باید از تکرار روایتهای قدیمی فاصله بگیرد و با بهرهگیری از روشهای میانرشتهای و اسناد دستاول ادامه پیدا کند.
در بخش پایانی مدرسه تابستانه، استاد حاج حسن مظاهری با اشاره به ضرورت استمرار این مطالعات، اهداف کنگره بینالمللی علامه مجلسی را تشریح کرد. وی نخستین هدف این کنگره را زدودن تحریف و مظلومیت از چهره علامه مجلسی دانست و گفت بخشی از تصویرهای ارائهشده درباره این عالم شیعی، حاصل برداشتهای ناقص، داوریهای غیرمستند یا تکرار نقدهای قدیمی است.
معرفی درست و جامع علامه مجلسی، دومین هدفی بود که مظاهری بر آن تأکید کرد. به گفته او، معرفی علامه باید همه ابعاد شخصیت علمی، فرهنگی، اجتماعی و تمدنی او را دربر بگیرد و از تقلیل وی به یک گردآورنده حدیث یا چهرهای صرفاً سیاسی پرهیز شود.
وی سومین هدف کنگره را تحقیق نهایی و نشر مجدد آثار علامه مجلسی اعلام کرد و گفت آثاری همچون بحارالانوار، مرآةالعقول، ملاز الاخیار، حلیةالمتقین و رسالههای فارسی و عربی علامه نیازمند بررسی، تصحیح و عرضه دوباره هستند.
رئیس دفتر مرجع عالیقدر آیتاللهالعظمی مظاهری توضیح داد که آثار علامه مجلسی را میتوان در سه بخش اصلی پیگیری کرد؛ بخش نخست بحارالانوار است که به تحقیق نهایی، تنظیم شناسنامه روایات و استخراج کامل منابع نیاز دارد؛ بخش دوم شرحها و تعلیقات او بر کتابهای اربعه، از جمله مرآةالعقول و ملاز الاخیار را شامل میشود؛ و بخش سوم نیز رسالهها، تکنگاریها و آثار فارسی و عربی مانند حلیةالمتقین را دربرمیگیرد.
مظاهری از تشکیل شورای علمی، تهیه اطلس جامع موضوعات آثار علامه مجلسی، تدوین کتابشناسی، جمعآوری نسخهها و بررسی و پاسخ علمی به نقدهای داخلی و دیدگاههای مستشرقان خبر داد. او گفت برگزاری کنگره جهانی و بینالمللی علامه مجلسی طی حدود سه سال آینده، پس از آمادهسازی زیرساختهای علمی و پژوهشی، انتشار نمونههایی از آثار علامه و به ثمر رسیدن پژوهشهای انتقادی دنبال خواهد شد.
وی افزود که پیش از برگزاری کنگره، نشستهای مقدماتی و جلسات داخلی برگزار میشود تا زمینه برای شکلگیری یک حرکت علمی منسجم فراهم شود. انتشار برخی آثار علامه بهعنوان نمونه، عرضه پژوهشهای جدید درباره شخصیت و آثار او و پاسخگویی علمی به نقدهای مطرحشده، از جمله اقداماتی است که باید در این دوره انجام گیرد.
استاد مظاهری در پایان، از همه استادان، پژوهشگران، حوزویان و دانشگاهیان، بانوان و آقایانی که میتوانند در این عرصه مشارکت کنند، دعوت کرد در فرایند تحقیق و معرفی آثار علامه مجلسی حضور داشته باشند. او تأکید کرد که تحقق اهداف کنگره، نیازمند همکاری جمعی و استفاده از خرد مشترک مراکز علمی است.
مدرسه تابستانه «بازخوانی میراث علامه مجلسی در آیینه مستشرقان» در حالی به کار خود پایان داد که سخنرانیهای آن بر یک ضرورت مشترک تأکید داشتند: شناخت علامه مجلسی باید بر پایه منابع اصیل، روش علمی و نقد منصفانه شکل گیرد؛ نه بر اساس تصویرهای سادهانگارانهای که او را تنها بهعنوان محدثی ظاهرگرا، چهرهای سیاسی یا عامل افول صفویه معرفی میکنند. این نشست علمی همچنین زمینهای برای پیگیری پژوهشهای گستردهتر درباره میراث علامه مجلسی و آمادهسازی مقدمات کنگره بینالمللی آینده در اصفهان فراهم کرد.