«معاد جسمانی» از منظر مرحوم میرزای اصفهانی و برخی شاگردان
شناسنامه علمی و ارجاع مقاله
| عنوان کامل مقاله: | «معاد جسمانی» از منظر مرحوم میرزای اصفهانی و برخی شاگردان |
| نویسنده: | دکتر عباس شاهمنصوری (دکتری دینپژوهی و مدرس دانشگاه و حوزه علمیه) |
| مجموعه مرجع: | مجموعه ۳۰ جلدی جستارهای اعتقادی (دفتر معاد جسمانی) |
| مرکز پژوهشی و ناشر: | پژوهشکده و نشر معارف اهلبیت علیهمالسلام |
| نوع مقاله: | مقاله تولیدی و اختصاصی مؤسسه معارف |
چکیده مقاله
«معاد» به عنوان یکی از موضوعات اساسی در فهم معرفت دینی، همیشه محور گفتگوی اندیشمندان بوده و در توصیف و بیان ویژگیهای آن، هر اندیشهای با توجه به مبانی خاص خود توصیفی ویژه از آن داشته است. مادی یا غیرمادی بودن عود انسان، از جمله مسائلی است که در ذیل بحث از معاد مطرح میشود؛ برخی اندیشمندان برآنند که معاد انسان بر محور تجرد و بهدور از ماده است و برخی نیز برآنند که انسان بازگشتی مادی دارد و قائل به «معاد جسمانی» هستند.
بنا بر متون دینی و نیز فهم فقیهانه عالمانی همچون مرحوم میرزای اصفهانی و شاگردان مبرّز ایشان، انسان مرکب از روح و بدن مادی بوده و این مادیت هیچگاه در سیر تطور انسان از آغاز خلقت تا طی کردن عوالم پیش از دنیا و نهایتاً تا رسیدن به آخرت مرتفع نمیشود. بدین طریق، توصیف انسانشناسانه و جهانشناسانه و دیگر مبانی فکری این فقیهان که ملهم از نصوص وحیانی است، جایی برای تجرد باقی نمیگذارد.
طرح مسئله: چالش تجرد یا مادیت در حقیقت رستاخیز
نقطه نزاع کلامی و فلسفی در باب معاد، همواره بر سر کیفیت بازگشت نفس و بدن بوده است. در حالی که مشربهای فلسفی و عرفانی با اتکا به مبانی تجرد نفس، بازگشت نهایی آدمی را در قالبی غیرمادی یا مثالی تصویر میکنند، رویکرد فقاهتی و حدیثی مکتب معارف اهلبیت(ع) با اتکا به ظواهر محکمات کتاب و سنت، بر بقا و بازگشت همین پیکر و ساختار عنصری تأکید میورزد.
دکتر عباس شاهمنصوری در این پژوهش نشان میدهد که فقیه متأله میرزا مهدی اصفهانی (ره) و شاگردان ایشان چگونه با نقد پیشفرضهای یونانی پیرامون «ماده، صورت و تجرد»، تصویری اصیل و پیراسته از معاد ارائه میدهند که با بیانات صریح آیات قرآن در بازسازی استخوانها و رستاخیز اجساد کاملاً منطبق است.
نوآوری مقاله: واکاوی اصطلاح «معاد جسمانی» و کارکرد تحذیری آن
یکی از باریکبینیهای بدیع مطرحشده در مقاله، بازخوانی شأن نزولِ اصطلاح «معاد جسمانی» است. مؤلف تبیین میکند:
«اگر فهم معاد از همان ابتدا در محضر متون دینی رخ میداد، چه بسا تعبیر “معاد جسمانی” که در واقع نوعی تحذیر و هشدار از مجرد دانستن معاد است بروز نمییافت؛ چه اینکه در بستری که سخن از ماده است و تغییر و تحولات در این فضا رخ میدهد، اذهان به سوی تجرد میل نمییافت تا در صدد برگرداندن آنها به جسمانی بودن معاد باشیم.»
بنابراین، قید «جسمانی» یک حقیقت افزوده بر معاد قرآنی نیست، بلکه سپری تدافعی در برابر انحراف ذهنها به سمت مبانی تجردگرایانه فلاسفه است.
نتیجهگیری و پیام پژوهش
این اثر علمی با تأکید بر التزام به روششناسی اجتهادی در عقاید، اثبات میکند که انسان در تمام مراحل خلقت (عوالم پیشین، دنیا، برزخ و قیامت کبری) از روحی خلقشده و بدنی مادی شکل یافته و سلب عنصر ماده در هیچ نشئهای صورت نمیپذیرد. از این رو، نظریه معاد جسمانی یگانه دیدگاهی است که بدون تحمیل تأویلهای متکلفانه، با نصوص صریح دینی همخوانی تام دارد.
مجموعه ۳۰ جلدی مقالات کلامی پژوهشکده معارف اهلبیت علیهمالسلام