عقلانیت، عدالت و فطرت در حکمرانی دینی از منظر شهید دکتر علی لاریجانی بررسی شد
نشست علمی «کلام سیاسی و حکمرانی دینی در اندیشه شهید دکتر علی لاریجانی» با حضور استادان حوزه و دانشگاه، روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۰، به صورت حضوری و مجازی در قم، پژوهشگاه قرآن و حدیث، سالن جلسات طبقه دوم برگزار شد.
در این نشست علمی، حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدتقی سبحانی، رئیس پژوهشکده کلام اهلبیت علیهمالسلام پژوهشگاه قرآن و حدیث، حجتالاسلام والمسلمین دکتر رضا برنجکار، رئیس پژوهشگاه قرآن و حدیث و رئیس انجمن کلام اسلامی حوزه، و دکتر احمد کریمی، دانشیار گروه کلام دانشگاه قرآن و حدیث، به بررسی ابعاد کلام سیاسی و حکمرانی دینی در اندیشه شهید دکتر علی لاریجانی پرداختند. دبیری علمی نشست را دکتر محمدسعید عبداللهی، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده، بر عهده داشت.
در ابتدای نشست، دبیر علمی جلسه ضمن معرفی موضوع و سخنرانان، محورهای اصلی نشست را عقلانیت، عدالت، فطرت و نقد سکولاریسم در اندیشه شهید دکتر علی لاریجانی عنوان کرد. در ادامه، سخنرانان نشست هر یک از زاویهای خاص به تبیین مبانی نظری و لوازم حکمرانی دینی در اندیشه شهید لاریجانی پرداختند.
عقلانیت کاربردی؛ حلقه اتصال اندیشه دینی با صحنه حکمرانی
حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدتقی سبحانی در سخنان خود، با اشاره به خاستگاه علمی و فکری شهید دکتر علی لاریجانی، گفت که وی از یک سو تحصیلکرده فلسفه غرب بود و از سوی دیگر، به دلیل مطالعات گسترده و ارتباط با شخصیتهای علمی، با فلسفه اسلامی و معارف کتاب و سنت آشنایی جدی داشت. به گفته وی، شهید لاریجانی نسبت به معارف اصیل اسلامی دغدغهمند بود و از مسیرهایی که با بنیادهای تفکر دینی سازگار نبود، فاصله میگرفت.
وی با بیان اینکه شاید اصطلاح «کلام سیاسی» به صورت مستقیم و پرتکرار در ادبیات شهید لاریجانی به کار نرفته باشد، تأکید کرد که ایدههای اصلی و نقطه مرکزی اندیشهورزی او دقیقاً در حوزهای قرار دارد که امروز از آن با عنوان الهیات سیاسی یا کلام سیاسی یاد میشود. سبحانی، کلیدواژه بنیادین در این منظومه فکری را «عقلانیت» و بهویژه «عقلانیت کاربردی» دانست.
رئیس پژوهشکده کلام اهلبیت علیهمالسلام در توضیح مفهوم عقلانیت کاربردی گفت که مقصود از آن، صرفاً عقل نظری یا عقل عملی به معنای رایج فلسفی نیست، بلکه استفاده از ظرفیت عقل برای اداره حیات فردی و اجتماعی بر پایه ارزشها و اصول عقلی و دینی است. به تعبیر وی، عقلانیت کاربردی میکوشد میان معارف نظری و عملی اسلام با صحنه عینی زندگی و حکمرانی پیوند برقرار کند.
سبحانی با اشاره به مسئله عقبماندگی جهان اسلام و فاصله میان ظرفیتهای معرفتی مسلمانان با واقعیتهای بیرونی زندگی آنان، گفت که مشکل اصلی در بسیاری از موارد، نه در اصل نظام اخلاقی و معرفتی اسلام، بلکه در چگونگی تطبیق این اصول در میدان عمل است. از این منظر، عقلانیت کاربردی وظیفه دارد موقعیتهای عینی، شرایط تاریخی، چالشها، ظرفیتها و راههای برونرفت از مشکلات را بر اساس اصول دینی شناسایی کند.
وی در ادامه، با اشاره به دو مسیر نادرست در مواجهه با مسئله حکمرانی دینی، گفت: یک مسیر، بسنده کردن به میراث نظری گذشته بدون توجه به پیچیدگیهای عینی اداره جامعه است و مسیر دیگر، تقلید از مدلهای غربی و رها کردن مبانی دینی است. به گفته او، شهید لاریجانی در پی راه سومی بود؛ راهی که نه به سکولاریسم و عقل ابزاری مدرن تن میدهد و نه عقلانیت را نفی میکند.
سبحانی افزود که در نگاه شهید لاریجانی، عقلانیت دینی باید بتواند ارزشها و اصول اسلامی را در عرصه اداره جامعه امتداد دهد. او تصریح کرد که شهید لاریجانی هم در برابر عقلانیت سکولار موضع روشن داشت و هم با جریانهایی که عقل و عقلانیت را به نام دین نفی میکردند، مخالف بود.
وی با اشاره به تجربه اجرایی و مدیریتی شهید لاریجانی، او را شخصیتی دانست که میان دانش، تجربه عملی، مسئلهشناسی و تصمیمسازی پیوند برقرار میکرد. سبحانی گفت شهید لاریجانی اهل مطالعه، مشورت با نخبگان و میدان عمل بود و تلاش داشت دانش را به حل مسئله در صحنه واقعی حکمرانی تبدیل کند.
به گفته دکتر سبحانی، در اندیشه شهید لاریجانی، مسئله اصلی امروز ایران و جمهوری اسلامی «توسعه همهجانبه ملی» است؛ توسعهای که صرفاً اقتصادی نیست، اما بدون توسعه علمی، فناورانه و اقتصادی نیز تحقق نمییابد. وی تأکید کرد که شهید لاریجانی برای تحقق این توسعه، به منطق عدالت اجتماعی تکیه میکرد و معتقد بود عقلانیت سیاسی و اجتماعی باید امتداد عقلانیت نظری و اخلاقی باشد.
عدالت؛ زیربنای توسعه و اصل بنیادین حکمرانی
در ادامه نشست، حجتالاسلام والمسلمین دکتر رضا برنجکار به تبیین جایگاه عدالت در اندیشه شهید دکتر علی لاریجانی پرداخت. وی با اشاره به اینکه موضوع سخنان او عدالت در اندیشه شهید لاریجانی است، گفت که از نظر شهید لاریجانی، عدالت اولاً یک ارزش است و ثانیاً ارزشی در عرض دیگر ارزشها نیست، بلکه زیربنای امور اجتماعی و اصل بنیادین در حکمرانی به شمار میرود.
برنجکار توضیح داد که شهید لاریجانی عدالت را در نسبت با توسعه و رشد همهجانبه جامعه تحلیل میکرد. به گفته وی، لاریجانی در برابر دو نگاه کلی به عدالت قرار میگرفت: نگاهی که عدالت را به مساوات تقلیل میدهد و در عمل مانع رشد و توسعه میشود، و نگاهی که در نظام سرمایهداری و لیبرالدموکراسی، عدالت را ارزش بنیادین نمیداند و آن را صرفاً تا جایی میپذیرد که به حفظ نظم موجود یا جلوگیری از شورش اجتماعی کمک کند.
وی افزود که شهید لاریجانی در مقابل این دو نگاه، بر اساس آیات، روایات و سخنان بزرگان دینی، عدالت را یک ارزش اصیل و اساسی میدانست. عدالت در این نگاه، نه مزاحم رشد و توسعه، بلکه زمینهساز و مددکار آن است. برنجکار گفت که در نگاه شهید لاریجانی، حاکمیت باید بر پایه عدالت شرایطی فراهم کند که همه انسانها بتوانند استعدادهای فطری خود را در مسیر رشد فردی و اجتماعی به فعلیت برسانند.
رئیس پژوهشگاه قرآن و حدیث در ادامه با اشاره به تعریف عدالت در آثار شهید لاریجانی گفت که او از میان تعریفهای مختلف عدالت، تعریف «اعطاء کل ذیحق حقه» را مبنا قرار میدهد؛ یعنی عدالت عبارت است از دادن حق هر صاحب حقی. به گفته وی، این تعریف با فهم ارتکازی انسانها از عدالت نیز سازگار است؛ زیرا ظالم کسی است که حق دیگران را پایمال میکند و عادل کسی است که حق و حقوق دیگران را رعایت میکند.
برنجکار سپس به کتاب «عقل و سکون در حکمرانی» اشاره کرد و گفت که در این اثر، شهید لاریجانی ابتدا مسئله عدالت اجتماعی را مطرح میکند و سپس به بررسی دیدگاههایی مانند ابنسینا، علامه طباطبایی و شهید مطهری میپردازد. وی همچنین یادآور شد که شهید لاریجانی در مقدمه کتاب وعده داده بود در جلد بعدی به دیدگاه امام خمینی، مقام معظم رهبری و شهید صدر بپردازد؛ کاری که به انجام نرسید.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به نسبت عدالت، فطرت و حقوق بنیادین انسان در اندیشه شهید لاریجانی گفت که از نظر او، انسان دارای حقوق بنیادین است و این حقوق را باید بر اساس فطرت و عقل تفسیر کرد. برنجکار توضیح داد که لاریجانی جامعه را نیز دارای شخصیت واقعی و فطرت میدانست و معتقد بود امور فطری جامعه باید بر اساس قوام جامعه و خواستهای مشترک مردم کشف شود؛ اموری مانند استقلال، هویت ملی، امنیت ملی، آرامش روانی، بازدارندگی در برابر دشمن و حفظ طبیعت.
وی با اشاره به بحث آزادی در اندیشه شهید لاریجانی گفت که از نظر او، مرز آزادی صرفاً در تزاحم با آزادی دیگران یا امنیت تعریف نمیشود، بلکه آزادی تا جایی پذیرفته است که مانع رشد متوازن استعدادهای دیگران نشود. بر این اساس، عدالت نه تنها حدی ندارد، بلکه آزادی باید در چارچوب عدالت و رشد عادلانه همه افراد جامعه فهم شود.
برنجکار در بخش پایانی سخنان خود به برخی لوازم عملی نظریه عدالت در اندیشه شهید لاریجانی اشاره کرد و گفت که او بر موضوعاتی مانند آمایش سرزمین، مشارکت عمومی، رقابت عادلانه، مردمیسازی اقتصاد، تکافل اجتماعی، ایجاد شغل به جای صرفاً پرداخت یارانه، امنیت کشور، بازدارندگی و حفظ هویت ایرانی ـ اسلامی تأکید داشت.
وی در جمعبندی سخنان خود، شهید دکتر علی لاریجانی را سیاستمداری دانست که برای کنشها و عملکردهای خود به دنبال مبنای فلسفی و کلامی بود. برنجکار تأکید کرد که در نگاه شهید لاریجانی، اداره کشور نباید بر اساس تصمیمهای مقطعی و سلیقهای پیش برود، بلکه باید مبتنی بر نظریه، فلسفه حکمرانی، برنامه عملیاتی و آسیبشناسی مستمر باشد.
حکمرانی فطری؛ نقطه عزیمت نظریه حکمرانی شهید لاریجانی
سومین سخنران نشست، دکتر احمد کریمی، دانشیار گروه کلام دانشگاه قرآن و حدیث، با موضوع «حکمرانی فطری در کلام سیاسی دکتر لاریجانی» سخن گفت. وی در ابتدای سخنان خود تأکید کرد که اگر بخواهیم نظریه حکمرانی در اندیشه شهید لاریجانی را بررسی کنیم، باید نقطه عزیمت آن را مسئله فطرت بدانیم؛ زیرا در نظر او حکمرانی باید مبتنی بر فطرت باشد.
کریمی با اشاره به جامعیت علمی شهید لاریجانی گفت که او در حوزههایی مانند ریاضیات، فلسفه، الهیات، فلسفه غرب، فلسفه یونان و اندیشههایی مانند افلاطون و کانت آشنایی و علاقه جدی داشت. وی افزود که در این بحث، عمدتاً از کتاب «عقل و سکون در حکمرانی» و نیز برخی سخنرانیها و نامههای شهید لاریجانی استفاده شده است.
وی یکی از انگیزههای اصلی شهید لاریجانی برای طراحی مبنای حکمرانی دینی را احساس یک خلأ منطقی در حکمرانی جمهوری اسلامی دانست. به گفته کریمی، این خلأ عبارت است از نبود یک نظام فلسفی منسجم برای حکمرانی؛ نظامی که بتواند حرکت در عرصههای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را از تعارضها و تناقضهای آشکار و پنهان دور کند.
کریمی گفت که شهید لاریجانی میخواست الهیات سیاسی یا کلام سیاسی را همانند یک دستگاه منسجم، بر پایه اصول بنیادین بنا کند. به گفته وی، نظریه حکمرانی لاریجانی توسعهمحور است و مسیر رسیدن به توسعه را عدالت میداند. از همین نقطه، او به تعریف عدالت به عنوان «اعطاء کل ذیحق حقه» میرسد و سپس عدالت را به تأمین حقوق بنیادین انسان پیوند میزند.
وی توضیح داد که در اندیشه شهید لاریجانی، حقوق بنیادین انسان با «حق طبیعی» و «حق فطری» مرتبط میشود. لاریجانی برای کشف این حقوق فطری، به شرع، آیات و روایات و نیز مباحثی که شهید مطهری درباره فطرت مطرح کرده است استناد میکند. از این منظر، فطرت دارای مؤلفههایی چون طبیعی و تکوینی بودن، مشترک بودن میان همه انسانها و الهی بودن است.
کریمی افزود که شهید لاریجانی فطرت را نوعی استعداد میداند و کار حکمرانی را تحقق و به فعلیت رساندن این استعدادها تلقی میکند. بر اساس این نگاه، آیین اسلام و الهیات اسلامی بر فطرت انسان بنا شده و حکمرانی نیز باید در جهت شکوفایی استعدادهای فطری انسان سامان یابد.
وی در ادامه به امتداد اجتماعی فطرت در اندیشه شهید لاریجانی پرداخت و گفت که از نظر او، نه تنها فرد، بلکه جامعه نیز دارای فطرت است. برای کشف امور فطری جامعه، دو راه مطرح میشود: نخست، بررسی عوامل قوام و پایداری جوامع، و دوم، بررسی خواست مشترک ملتها با فرهنگهای مختلف. بر این اساس، اموری مانند استقلال، هویت ملی، امنیت ملی، وطندوستی، آرامش روانی، صیانت از امنیت ملی و حفظ طبیعت از امور فطری مشترک جوامع به شمار میآیند.
دانشیار گروه کلام دانشگاه قرآن و حدیث، برخی مصادیق حقوق فطری جامعه در اندیشه شهید لاریجانی را استقلال کشور، امنیت کشور، بازدارندگی دفاعی، حفظ هویت ایرانی ـ اسلامی و صیانت از طبیعت دانست. وی گفت که شهید لاریجانی امنیت کشور را حقی طبیعی برای جامعه میدانست که باید به تناسب تهدیدات، در حوزه قدرت نظامی و امنیت داخلی تأمین شود، به گونهای که مردم آن را تکیهگاه خود بدانند.
کریمی سپس به نقش رقابت در تحقق حقوق فطری اشاره کرد و گفت که در اندیشه شهید لاریجانی، فعلیت یافتن استعدادهای بالقوه، نیازمند رقابت در همه عرصههاست. دولت در این نگاه، وظیفه دارد بستر مسابقه، رقابت و حرکت افراد را برای تحقق استعدادهای آنان فراهم کند. به همین دلیل، این نظریه با الگوهایی که رقابت را به نام برابری از میان میبرند، فاصله دارد.
وی از آمایش سرزمین و مشارکت عمومی به عنوان دو سازوکار مهم در تحقق رقابت و فعلیتبخشی استعدادها یاد کرد. به گفته او، شهید لاریجانی معتقد بود که بدون طرح آمایش سرزمینی، تلاشهای دولتها در عرصه حکمرانی به نتیجه مطلوب نمیرسد. همچنین مشارکت مردم در سیاستگذاری، اجرا و عقلانیت اقناعی، از عناصر مهم حکمرانی فطری در نگاه اوست.
کریمی در توضیح مشارکت سیاسی گفت که شهید لاریجانی تکثر آرا را به رسمیت میشناخت و معتقد بود جامعه را نمیتوان با یک فکر واحد اداره کرد. در این نگاه، حکمرانی باید آرای مختلف مردم و نخبگان را بپذیرد و از عقلانیت نخبگانی در تصمیمسازیها بهره گیرد.
وی در پایان سخنان خود با اشاره به «عقلانیت اقناع» گفت که از نظر شهید لاریجانی، تصمیمهای حاکمیت باید پیشبینیپذیر، قابل اقناع و دارای مقبولیت عمومی باشد. حاکم نمیتواند با زبان تحکم با جامعه سخن بگوید، بلکه باید با زبان عقلانی، جامعه را نسبت به درستی مسیر انتخابشده قانع کند. همچنین جامعه را نمیتوان صرفاً با براهین خشک فلسفی اداره کرد، بلکه در ساحت سیاست و اجتماع باید بر اساس عقلانیت عام قدم برداشت.
در پایان این نشست، مجموعه مباحث ارائهشده نشان داد که در اندیشه شهید دکتر علی لاریجانی، حکمرانی دینی بر پایه پیوند میان عقلانیت کاربردی، عدالت اجتماعی و فطرت انسانی و اجتماعی صورتبندی میشود. سخنرانان نشست هر یک از زاویهای خاص تأکید کردند که شهید لاریجانی در پی آن بود که میان مبانی نظری دین، فلسفه سیاسی، عدالت، توسعه ملی، مشارکت عمومی و اداره عینی جامعه ارتباطی منسجم برقرار کند.
سخنرانی استاد محمدتقی سبحانی – نشست علمی کلام سیاسی و حکمرانی دینی در اندیشه شهید دکتر لاریجانی
سخنرانی استاد رضا برنجکار – نشست علمی کلام سیاسی و حکمرانی دینی در اندیشه شهید دکتر لاریجانی

