آیین نکوداشت اندیشههای کلامی شهید آیتالله سید محمدباقر صدر برگزار شد
واکاوی نوآوریهای کلامی در نظریه سلطنت، تغییر پارادایم روششناسی در امامتپژوهی، واقعگرایی فرااخلاق، ضرورت دیپلماسی علمی و پایهریزی دانش کلام تاریخ
به گزارش واحد اطلاعرسانی مؤسسه معارف اهلبیت (علیهمالسلام)، آیین نکوداشت اندیشههای کلامی شهید آیتالله سید محمدباقر صدر (قدسسره) با حضور پرشور استادان سطوح عالی حوزه علمیه، اعضای هیئتعلمی دانشگاهها، طلاب، دانشجویان و پژوهشگران معارف اسلامی در سالن اجتماعات شهید صدر دانشکده الهیات دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران برگزار شد. این نشست در امتداد سلسلهبرنامههای تجلیل از متفکران و پیشگامان کلام معاصر و با هدف بازخوانی دستگاه فکری و الگوهای نوآورانه شهید صدر در پاسخ به مسائل کلامی، فلسفی و تاریخی دنیای معاصر سامان یافت.
نوآوریهای شهید صدر در مباحث توحید، عدل و افعال الهی
حجتالاسلام والمسلمین استاد دکتر رضا برنجکار به عنوان نخستین سخنران این نشست، با اشاره به سیاست انجمن کلام اسلامی در بازخوانی اندیشه نخبگان کلام معاصر نظیر آیات عظام مصباح یزدی، صافی گلپایگانی، ریشهری و شهید بهشتی، شهید صدر را شخصیتی نابغه در تمام رشتههای فقه، اصول، اقتصاد، سیاست و کلام دانست و اظهار داشت: نبوغ شگرف شهید صدر به گونهای بود که در ۱۳ سالگی کتابی پیرامون فدک نگاشت که بزرگی چون علامه شرفالدین مؤلف آن را مجتهد خواند، و حضرت امام خمینی (ره) پس از شهادتش ایشان را مغز متفکر جهان اسلام نامیدند.
رئیس انجمن کلام اسلامی حوزه مباحث خود را بر سه نوآوری بنیادین شهید صدر متمرکز ساخت:
یک) بازتعریف برهان نظم بر پایه حساب احتمالات و منطق استقرا
شهید صدر در اثر کمنظیر خود الاسس المنطقیة للاستقراء، منطق جدیدی در برابر منطق صوری ارسطویی بنا نهاد. در حالی که فلاسفه تنها به برهان وجوب و امکان تکیه کرده و برهان نظم را غیرمفید برای یقین منطقی و ریاضی میدانستند، شهید صدر نشان داد که ما در برهان نظم با تجمیع شواهد و حساب احتمالات مواجهیم. در این فرایند، ذهن با افزایش شواهد استقرایی، احتمال تصادف را به سمت صفر میل میدهد که به این مرحله «یقین موضوعی» یا «تولد موضوعی» میگویند. سپس عقل با گذر از این مرحله، با یک جهش عقلایی وارد «یقین ذاتی» یا «تولد ذاتی» میشود و احتمال نقیض را کانلمیکن تلقی میکند؛ یقینی که پایه معرفت در علوم تجربی، بدیهیات عرفی و اثبات نظم جهان و صانع حکیم است.
دو) ابطال ضرورت علی در فعل فاعل مختار و تأسیس «نظریه سلطنت»
فلاسفه با اجرای قاعده «الشیء ما لم یجب لم یوجد» بر افعال فاعل مختار، تحقق فعل را به ضرورت علی و جبر ایجابی پیوند زدهاند. شهید صدر این تحلیل را برای فاعل مختار مردود دانست و اثبات کرد که ما برای صدور اشیاء در خارج دو مسیر مجزا داریم: مسیر نخست، ضرورت و علیت تکوینی است که در طبیعت جاری است؛ اما مسیر دوم، مسیر «سلطنت» است. در سلطنت، فاعل مختار (اعم از خداوند یا انسان) بر فعل خود احاطه و تسلط تام دارد و فعل بدون هیچگونه ضرورت و ایجابی از او سر میزند؛ به این معنا که فاعل توانایی تحقق بخشیدن و ترک فعل را به نحو توأمان داراست و طرح فارابی بر پایه وجوب و امکان، برای تحلیل فعل ناقص است.
سه) بازتعریف حسن و قبح به «ضرورت ارزشی»
شهید صدر بر تعریف متکلمان عدلیه از حسن و قبح بر اساس «استحقاق مدح و ذم» اشکال وارد کرده و تبیین کرد که خودِ مدح و ذم، فعلی از افعال اختیاری است که رتبه آن پس از ادراک حسن و قبح قرار دارد. ایشان برای نخستین بار حسن و قبح را به **«ضرورت ارزشی»** (باید و نبایدهای الزامی در ساحت ارزشها) بازگرداند؛ ضرورتی که تنها در صورت نفی ضرورت تکوینی و پذیرش اختیار و سلطنت معنا پیدا میکند و پایه تکلیف و پاداش و کیفر قرار میگیرد.
نظام فکری شهید صدر در فلسفه اخلاق؛ فرااخلاق واقعگرا و وظیفهگرایی غایتمدار
حجتالاسلام والمسلمین استاد دکتر بهروز محمدی منفرد سخنان خود را با تأکید بر وجود یک دستگاه فلسفی جامع در اندیشههای شهید صدر آغاز کرد و گفت: شهید صدر در سه حوزه بنیادین «فلسفه علم»، «فلسفه معرفت» و «فلسفه اخلاق» دارای یک نظام فکری منسجم و پاسخگو به پیچیدهترین پرسشهای فلسفه غرب است که میتوان پرسشهای اساسی کتب معاصر را استخراج و پاسخهای مستدل آن را در آثار ایشان یافت.
ساحت فرااخلاق و هستیشناسی ارزشها
شهید صدر در پاسخ به پرسش از ماهیت حسن و قبح، همانند بداهتگرایان، حسن و قبح را اموری بدیهی و مستغنی از تعریف میداند. در حوزه وجودشناسی اخلاق نیز ایشان برخلاف ادعای اعتبارگرایان، حسن و قبح را برساخته اجتماعی یا اعتباری صرف نمیشمرد، بلکه آن را **«ضرورت خلقیه ثابته فی لوح الواقع»** معرفی میکند. از نگاه ایشان اوصاف اخلاقی از واقعیتی عینی در لوح واقع (اعم از واقعیت فیزیکی و حسی) برخوردارند و جعل یا اعتبار معتبر بر آنها اثرگذار نیست؛ از اینرو شهید صدر در ساحت فرااخلاق، یک «معناگرای واقعگرا» به شمار میرود.
معیار ارزش در هنجار اخلاقی
شهید صدر غایتگرایی منفعتمحور مصطلح و نیز وظیفهگرایی محض نظریه امر الهی را رد میکند. از نگاه ایشان عدالت دارای حسن ذاتی است و فعل اخلاقی الزام درونی دارد (وظیفهگرایی)، اما در عین حال با پیوند زدن این حسن با حقیقت «رضوانالله» و نیل به «مثل اعلی»، رگههایی از غایتگرایی الهی را در نظریه خود ادغام مینماید. علاوه بر این، توجه ایشان به تخلق فاعل به اخلاقالله، نظریه ایشان را با اخلاق فضیلت نیز پیوند میزند؛ بنابراین رویکرد اخلاقی شهید صدر را میتوان یک **«وظیفهگراییِ غایتگرایِ خداگرا و فضیلتمحور»** نام نهاد.
افقگشایی در امامتپژوهی؛ تغییر پارادایم روششناسی از قیاس ارسطویی به منطق استقرا
حجتالاسلام والمسلمین استاد دکتر محمدتقی سبحانی در ابتدای بیانات خود با اشاره به گونهشناسی اندیشمندان، شهید صدر را متفکری از گونه «افقگشا» دانست که افزون بر نوآوری در حل مسئله، برای علم ریلگذاری کرده و مسیرهایی تازه پیش روی آیندگان میگشاید. ایشان کتاب کمحجم اما عمیق بحث حول الولایة را نقطه عطفی در تاریخ کلام و امامتپژوهی خواند.
بازتعریف الهیات دفاعی و نوسازی روششناسی کلام
رئیس بنیاد بینالمللی امامت با تصحیح یک پندار نادرست پیرامون الهیات دفاعی تصریح کرد: متکلم وظیفه جدل ندارد؛ کار اصلی الهیات دفاعی، تبیین و منظومهسازی عقاید با بهرهگیری از متدولوژیها و زبان روزآمد برای مخاطبان نسل جدید است. شهید صدر کتاب الاسس المنطقیة للاستقراء را نه صرفاً به عنوان یک اثر روشی، بلکه به مثابه رویکردی نو برای بازتعریف عقاید دینی نگاشت تا بتوان با انسان معاصر و آشنا با منطق تجربی سخن گفت.
اثبات استقرایی نص بر امامت امیرالمؤمنین (ع)
استاد سبحانی تبیین کرد که تاریخ امامتپژوهی همواره بر مسیر قیاس استوار بوده است؛ یعنی اثبات مشروعیت و صدور نصوص دینی از پیش، و سپس استنتاج کلامی. اما شهید صدر مسیر را دگرگون ساخت و همان منطق علمی حساب احتمالات را در امامت پیاده کرد. در این نگاه، فارغ از بررسی تعبدی یا مشروعیت پیشینی نصوص، هر آیه، خطبه پیامبر (ص)، گزارش واقعه تاریخی (مانند یومالدار، تبوک، غدیر، واقعه رحبه) و شهادت اصحاب، یک «شاهد و داده آماری» در قانون احتمالات تلقی میشود. با تجمیع این گزارشها و شواهد متکثر تاریخی، ارزش احتمال صدق گزاره منصوص بودن امامت فزونی یافته و احتمال مقابل به صفر میل میکند؛ در نتیجه دستگاه ادراکی با جهش از یقین موضوعی، به **یقین ذاتی** نسبت به حقانیت تاریخی نص بر امامت امیرالمؤمنین (ع) نائل میگردد. این دستاورد، پارادایم اثبات کلامی را برای مخاطب علمگرا و آکادمیک دگرگون میسازد.
ضرورت جهش در دیپلماسی علمی و انتقال جهانی دستاوردهای کلامی حوزه قم
حجتالاسلام والمسلمین استاد حسین صدیقی با اشاره به وضعیت تولیدات علوم انسانی در کشور گفت: با وجود اینکه بیش از نیمی از پژوهشگران، دانشجویان و حوزویان ما در علوم انسانی مشغول به فعالیت بوده و دهها کتاب و نظریه ممتاز در حوزه علمیه قم و دانشگاهها خلق میشود، سهم کشورمان در کرسیهای بینالمللی شیعهشناسی و مطالعات اسلامی بسیار نازل و از میانگین جهانی پایینتر است.
وی شهید صدر را نمونهای بینظیر از کنشگری بینالمللی دانست که در عمری کوتاه، یکتنه بار چند سازمان و نهاد را در رساندن معارف ناب شیعی به اقصی نقاط جهان بر دوش کشید. استاد صدیقی خاطرنشان کرد: سازمان فرهنگ و ارتباطات با تأسیس **«جایزه جهانی شهید صدر»** و تکیه بر ۶۰ نمایندگی خود در دنیا در پی آن است تا برترین تولیدات علوم انسانی اسلامی را انتخاب، ترجمه و در مراکز معتبر جهانی عرضه کند و بستری برای «صادرات علمی و فکری قم» به عنوان مزیت رقابتی جمهوری اسلامی در جهان معاصر پدید آورد.
تأسیس دانش «کلام تاریخ» و معماری ششلایه حرکت تمدنی در اندیشه شهید صدر
حضرت آیتالله احمد مبلغی به عنوان آخرین سخنران نشست، با تبیین ضرورت فرود آمدن دانش کلام از آسمان کلیات به سمت واقعیتهای عینی جامعه و تاریخ، مفهوم بدیع **«کلام تاریخ»** را در اندیشه شهید صدر صورتبندی نمود و آن را چنین تعریف کرد: «کلام تاریخ، حوزهای شناختی و معرفتی است که با تکیه بر دو بال روش عقل و نقل، به تبیین مبدأ، مقصد و قانونمندی حرکت جمعی انسان بر زمین میپردازد؛ دانشی که موضوع آن نه ذات خدا و صرف فعل فردی، بلکه نسبت میان اراده انسانی با سنتهای الهی در تاریخ است».
ایشان معماری کلامی شهید صدر برای حرکت تاریخ را در قالب یک دستگاه ششلایه منسجم تبیین کرد:
- لایه مبدأ و هدف استاندارد: هدف در تاریخ به مثابه سوخت و نیروی محرکه است؛ هدفی استاندارد و مطابق حکمت بالغه الهی است که با رسیدن به آن حرکت متوقف نشود، بلکه افقهای نوتری بگشاید. لذا شهید صدر غایت تاریخ را «عدل مطلق» و حرکت به سمت نامتناهی خداوند میداند.
- لایه مسیر تاریخ و حادث بودن انحراف: جامعه انسانی حرکت خود را از وحدت فطری آغاز کرد؛ با شکوفایی قابلیتها، تفاوتها بروز نمود و تفاوتها به استثمار کشیده شد. شهید صدر بر خلاف مادیگرایان و مارکسیسم که استثمار را جبر تاریخی و ساختاری میدانند، تأکید میکند که این انحراف امری «عارضی و حادث» است و ساختار انسانشناختی برپایه تفاوتها لزوماً نباید به استثمار اجتماعی ختم شود.
- لایه شرط خروج از انحراف: ترمیم انحراف تاریخی و گسستن پل میان تفاوت تا استثمار، از درون خود انسانِ منفک از وحی ناممکن است؛ بنابراین دخالت «وحی الهی» به عنوان گزارهای کلامی، ضرورت نجات تاریخ از ظلم است.
- لایه نگاه تمدنی به دولت: دولت اسلامی فراتر از یک ضرورت شرعی و تکلیف فقهی، یک ضرورت عظیم تمدنی و تاریخی برای تجسید خلافت الهی انسان و اداره زمانمند جامعه در بستر تاریخ است.
- لایه حاملیت امت: بار سنگین حرکت تاریخ بر دوش «امت» نهاده شده است. امتی میتواند مصداق «شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ» و برخوردار از اعتدال باشد که از سه ترکیب بنیادین بهرهمند گردد: نخست «ترکیب اعتقادی» (امتداد دادن عقاید تا ساختار و بنای عملی جامعه)، دوم «ترکیب نفسی و تعادل روحی»، و سوم احیا و فعالسازی «عنصر حافظه تاریخی» در برابر وادادگی به مکاتب وارداتی غرب و شرق.
- لایه غایت و فرجام تاریخ: تحقق پیوند نهایی اراده مسئولانه انسان با حاکمیت توحید و سنتهای الهی بر زمین.

