بازخوانی قاعده ضرورت علّی و نظریههای جایگزین آن در اندیشه معاصر امامیه
پژوهشی جامع در نقد قاعده «الشیء ما لم یجب لم یوجد» و ارائه بدیلهای فلسفی-کلامی با محوریت اختیار انسان
نویسنده: امیر خرسندیان
استاد راهنما: حجتالاسلام دکتر محمدجعفر رضایی
حوزه مطالعاتی: فلسفه اسلامی، کلام امامیه، فلسفه علّیت
در فضای فکری فلسفه اسلامی، قاعدهای به نام «الشیء ما لم یجب لم یوجد» (هر چیز تا ضرورت نیابد، وجود نمییابد) همواره به عنوان یکی از مبانی مهم در تبیین رابطه علّت و معلول مطرح بوده است. بر اساس این قاعده، هر موجود امکانمندی تنها در صورتی به مرحله تحقق میرسد که از جانب علت تامه خود، به مرحله «وجوب» صعود کرده باشد. این نگرش، که به ضرورت علّی مشهور است، از دیرباز در میان فلاسفه اسلامی رواج داشته و نظامی جبرگرایانه از علّیت را ارائه میدهد که در آن با فراهم آمدن تمامی علل و شرایط، تحقق معلول ضروری و اجتنابناپذیر میشود.
با این حال، این قاعده از دیرباز مورد نقدهای جدی قرار گرفته است؛ از جمله مغالطی بودن استدلالهای اثباتی آن، ناسازگاری با وجدان و تجربه زیسته انسان و مهمتر از همه، تعارض آشکار با مسئله اختیار و اراده آزاد آدمی. پذیرش بیقید و شرط این قاعده، نه تنها اختیار انسان را نفی میکند، بلکه مستلزم ابطال فلسفی مسئله تکلیف، ثواب و عقاب، و حتی مبنای نبوت و رسالت خواهد بود.
در این راستا، پژوهش جدیدی با عنوان «تبیین نظریات جایگزین برای قاعده ضرورت از دیدگاه علمای معاصر امامیه» به قلم امیر خرسندیان و راهنمایی حجتالاسلام دکتر محمدجعفر رضایی، به بررسی عمیق و نظاممند این مسئله پرداخته و سه نظریه اصلی جایگزین را از نگاه اندیشمندان معاصر شیعه تبیین کرده است.
فصلبندی و محتوای پژوهش
این رساله در قالب یک مقدمه، چهار فصل و یک خاتمه سازمان یافته است:
مقدمه
در مقدمه، اهمیت قاعده ضرورت در تاریخ فلسفه اسلامی و چالشهای آن در تقابل با اختیار انسان مورد توجه قرار گرفته است. نگارنده با اشاره به پیامدهای فلسفی و کلامی این قاعده، ضرورت ارائه بدیلهای نظری را گوشزد میکند.
فصل اول: کلیات و مفاهیم
در این فصل، مفاهیم پایهای مانند اقسام ضرورت (ذاتی، علّی، خارجی)، قاعده ضرورت علّی و ادله اثبات آن بررسی شده است. همچنین مروری اجمالی بر نظریات جایگزین در میان متقدمان، مانند قاعده اولویت و دیدگاههای مدرسه کلامی بغداد، صورت گرفته است.
فصل دوم: نظریه سلطنت نفس شهید صدر
این فصل به تبیین نظریه سلطنت نفس از دیدگاه شهید سید محمدباقر صدر اختصاص دارد. شهید صدر با نقد مبانی فلسفی سنتی، مفهوم سلطنت نفس را جایگزین مفاهیم وجوب و امکان میکند. در این دیدگاه، انسان حتی با فراهم آمدن تمام مقدمات و علل خارجی، به واسطه سلطنت ذاتی نفس، میتواند از فعل خودداری کند یا آن را انجام دهد. این نظریه بر وجدان درونی انسان و تجربه اختیار تکیه دارد و سعی میکند بدون ورود به مباحث انتزاعی فلسفی، آزادی اراده را اثبات کند.
فصل سوم: دیدگاه مدرسه معارفی خراسان
مدرسه معارفی خراسان، که متأثر از آموزههای آیتالله میرزا مهدی اصفهانی و شاگردانش است، رویکردی وحیانی-عقلی دارد. این دیدگاه معتقد است که قاعده ضرورت علّی، تفسیری جبرگرایانه از عالم ارائه میدهد که با متون دینی و عقل عملی ناسازگار است. در این نگاه، اراده انسان حاکم بر تمام مرجحات خارجی است و علل و شرایط بیرونی، تنها زمینهساز عمل هستند، نه تعیینکننده آن. این مدرسه بر تفکیک میان علل هستیبخش و علل اعدادی تأکید دارد و اختیار انسان را در دایره علل اعدادی معنادار میداند.
فصل چهارم: نظریه مرجح اخلاقی آیتالله اراکی
آیتالله محمدعلی اراکی با تفکیک دقیق میان عقل نظری و عقل عملی، منشأ تعارض قاعده ضرورت با اختیار را در خلط این دو حوزه میداند. از نظر وی، قاعده ضرورت در حوزه عقل نظری و هستیشناسی مطرح است، در حالی که اختیار و مسئولیت اخلاقی، مربوط به حوزه عمل و ارزشگذاری است. بنابراین، نمیتوان با استناد به ضرورت علّی، اراده آزاد انسان را نفی کرد. این دیدگاه با ارائه مرجح اخلاقی به جای مرجح وجودی، سعی در آشتی دادن عقلانیت فلسفی با مسئله اختیار دارد.
نتیجه و جمعبندی
پژوهش حاضر با دفاعی موفق و کسب رتبه عالی، گامی مهم در جهت بازخوانی انتقادی قاعده ضرورت علّی و ارائه الگوهای بدیل فلسفی-کلامی در اندیشه معاصر امامیه محسوب میشود. هر سه نظریه بررسیشده، اگرچه از منظرهای مختلفی به مسئله میپردازند، اما همگی در نفی جبر فلسفی و اثبات اختیار انسان همداستان هستند.
نگارنده در خاتمه اشاره میکند که به رغم تنوع این نظریات، احتمال بازگشت نهایی آنها به قاعده اولویت وجود دارد؛ قاعدهای که اگرچه از لحاظ تاریخی قدیمیتر است، اما میتواند در قالبهای جدید، پاسخگوی بخشی از چالشهای فلسفی اختیار باشد.
این پژوهش نه تنها برای اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی، بلکه برای هر محقق علاقهمند به فلسفه اسلامی، کلام جدید و مسئله جبر و اختیار منبعی ارزشمند و الهامبخش به شمار میآید.

