نشست تخصصی «نقد و بررسی دیدگاه اهل تصوف درباره شریعت، طریقت و حقیقت» برگزار شد
چهارمین نشست از سلسله نشستهای علمی تصوفپژوهی به همت گروه تصوفپژوهی پژوهشکده معارف اهلبیت(ع) با عنوان «نقد و بررسی دیدگاه اهل تصوف درباره شریعت، طریقت و حقیقت» برگزار شد.
در این نشست علمی که با حضور دکتر حسن یوسفیان به عنوان ارائهدهنده برگزار شد، آموزه مشهور صوفیه موسوم به «مثلث شریعت، طریقت و حقیقت»مورد نقد و بررسی قرار گرفت.دکتر یوسفیان در آغاز با اشاره به اهمیت این آموزه در میان صوفیه، به تبیین مفاهیم سهگانه پرداخت: شریعت به معنای احکام ظاهری و فقهی، طریقت به معنای اعمال ویژه در خانقاهها و حقیقت به عنوان مقصد نهایی و دستیابی به حقیقت متعالی.
وی با اشاره به دیدگاهی در میان برخی صوفیان مبنی بر «بینیازی از شریعت پس از رسیدن به حقیقت»، آن را یکی از محورهای چالشبرانگیز دانست و افزود: «این دیدگاه خاص میگوید وقتی کسی به حقیقت رسید، دیگر شریعت بینیاز میشود؛ چرا که به هدف نهایی دست یافته است.»
یوسفیان برای تشریح این دیدگاه به آثار صوفیان بزرگی چون مولوی، شیخ محمود شبستری و دیگران استناد کرد. از جمله به شعری از مولوی در دیباچه دفتر پنجم مثنوی معنوی اشاره کرد که میگوید: «الحقایق بطلت الشرایع» (هنگامی که حقایق آشکار شود، شرایع باطل میگردد). وی همچنین تمثیلهای مولوی در این زمینه از جمله «رسیدن به مقصد و رها کردن چراغ راه»، «تبدیل به طلا شدن و بینیازی از کیمیا» و «شفا یافتن و ترک دارو» را برشمرد.
در ادامه، یوسفیان به نقد این دیدگاه با استناد به آرای عالمانی چون علامه محمدتقی جعفری و شهید مرتضی مطهری پرداخت. وی از قول مرحوم علامه جعفری در شرح مثنوی نقل کرد: «هر قدمی که مطابق دستور الهی برمیداریم و کوچکترین گردی را از آینه دل میزداییم، به همان اندازه از حقیقت مطلق برخوردار میشویم.» به عبارت دیگر، حقیقت امری است که در طول عمل به شریعت و طریقت به تدریج حاصل میشود، نه مقصدی در انتهای راه که پس از رسیدن به آن، شریعت کنار گذاشته شود.
شهید مطهری نیز با نقد تمثیلهای رایج در این زمینه، تاکید کرده بود که سلوک معنوی بر خلاف سفر جسمانی، همواره به مقدمات پیشین خود وابسته است و نمیتوان با رسیدن به مرحلهای، مرحله پیشین را رها کرد.
ارائهدهنده در بخش دیگری به توجیهات برخی صوفیان در پاسخ به این پرسش که «چرا پیامبران و امامان حتی پس از رسیدن به مقامات عالی، شریعت را ترک نکردند؟» اشاره کرد. وی از جمله به تقسیمبندی سهگانه «مستان دائم»، «مستان ابنالوقت» و «هوشیاران در عین مستی» اشاره کرد که در شرح گلشن راز لاهیجی آمده است؛ بر این اساس، پیامبران در گروه سوم قرار میگیرند که در عین اتصال به حقیقت، هوشیاری کامل داشته و به دلیل مسئولیت هدایت مردم، به شریعت عمل میکردند.
استاد یوسفیان در پایان به هفت محور اصلی شریعتگریزی در متون صوفیه اشاره کرد که عبارتند از:
۱. دستیابی به هدف از عبادت
۲. عدم تأثر از معصیت)مانند آب کر)
۳. اباحه از روی محبت
۴. از دست دادن هوشیاری
۵. تقدس هدف
۶. قضا و قدر الهی
۷. تداوم با احکام طریقت
وی تأکید کرد که در این جلسه تنها محور اول به تفصیل بررسی شد و سایر محورها نیازمند مجال دیگری است.
این نشست علمی با پرسش و پاسخ حاضران ادامه یافت و مقرر شد سلسله این جلسات در آینده ادامه یابد.