سومین نشست تخصصی تصوفپژوهی با محوریت «رویکرد حدیثی متصوفه و کتاب قوتالقلوب» برگزار شد
سومین نشست علمی از سلسله جلسات تخصصی تصوفپژوهی، عصر روز چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴، در سالن اجتماعات پژوهشکده معارف اهلبیت(علیهم السلام) واقع در قم برگزار شد.
این نشست تخصصی که به همت گروه تصوفپژوهی این پژوهشکده ترتیب یافته بود، با عنوان «رویکرد حدیثی متصوفه با نگاهی به قوتالقلوب» و با ارائه محمدباقر ملکیان، پژوهشگر حوزۀ تصوف، برگزار گردید.
در آغاز این مراسم، پس از خیرمقدم به حضار، به دو نشست پیشین این سلسله جلسات با موضوعات «نقد و بررسی تفسیر بیان السعادة» و «بررسی فرقه نقشبندیه عثمانیه در ایران» اشاره شد.
محورهای اصلی سخنرانی:
ارائهدهنده نشست، کتاب « قوت القلوب في معاملة المحبوب و وصف طريق المريد إلی مقام التوحيد» تألیف شيخ ابوطالب، محمد بن على مكى از عرفا و محدثان سدۀ چهارم هجری را به عنوان یکی از ارکان و مصادر اولیۀ ادبیات عرفانی معرفی کرد و آن را «نخستین اثر منسجم در بیان رویکرد حدیثی متصوفه» دانست.
ویژگیهای کتاب قوت القلوب:
- تأثیرگذاری گسترده:این کتاب به عنوان متنی پایهای شناخته میشود که بر آثار متأخرتر عرفانی، به ویژه «احیاء علوم الدین» اثر محمد غزالی، تأثیری شگرف و مستقیم داشته است از قوت القلوب به عنوان «نسخه اولیه و روزآمد نشده احیاء العلوم» یاد کرد.
- تدوین مبانی حدیثی تصوف:ملکیان بر این نکته تأکید کرد که ابوطالب مکی در فصلی از کتاب خود با عنوان «باب تفصیل الاخبار و بیان طریق الارشاد»، به طور مشخص به تدوین اصول و مبانی متصوفه در مواجهه با حدیث پرداخته است. مبانیای که بعدها توسط دیگر عرفا پیگیری و گاه تعدیل شد.
مبانی کلیدی رویکرد حدیثی متصوفه از نگاه قوت القلوب:
ایشان با استناد به متن کتاب، چند اصل کلیدی را که ابوطالب مکی بر آنها تأکید دارد، برشمرد:
- جواز و حتی توصیه به «نقل به معنا»:به شرطی که راوی بر صرف و نحو و معانی الفاظ مسلط باشد و مرتکب تحریف در معنا نشود. این رویکرد با استناد به سیرۀ صحابه و تابعین توجیه میشود.
- تساهل و تسامح در پذیرش احادیث مرسل و منقطع:به این معنا که اگر یقین به بطلان حدیثی نباشد، به ویژه در حوزههای ترغیب و ترهیب(تشویق به خوبیها و بازداشتن از بدیها) و فضائل اعمال، میتوان به آن عمل کرد.
- عدم تشدد در علم رجال:از منظر نویسنده قوت القلوب, ورود بیش از حد به علم رجال و جرح راویان میتواند منجر به سوءظن به نقلکنندگان حدیث شده و مسیر دریافت علم را سد کند.
- اولویت «کشف و شهود» بر استناد روایی:یکی از نقاط تمایز مهم متصوفه، اعتبار بخشیدن به مکاشفات و رویاها به عنوان منبعی برای تأیید یا رد احادیث است. گاه یک عارف به استناد کشف درونی خود، حدیثی را حتی با وجود ضعف سند، میپذیرد.
- اهداف اخلاقی و تربیتی به عنوان توجیهی برای تسامح:برخی از متصوفه متأخر، حتی اگر نسبت دروغ به پیامبر(ص) هم در راستای «ترغیب مردم به کار خیر» و «تقریب آنها به خدا» باشد، آن را عملی محمود شمردهاند! سخنران به نقل از سید حیدر آملی و ابن عربی به این دیدگاه جنجالی اشاره کرد.
نقدها و چالشهای وارد بر این رویکرد:
استاد ملکیان در ادامه به نقدهای جدی وارده از سوی محدثان شیعه و اهل سنت بر این شیوه برخورد با حدیث پرداخت:
- گسترش احادیث ضعیف و موضوع:تساهل در نقل و اعتبارسنجی، باعث نفوذ حجم انبوهی از احادیث غریب، منکر و حتی جعلی به کتب متصوفه شده است. به عنوان مثال«نماز لیلة الرغائب» از جمله این موارد دانسته شد.
- تفسیرهای واژگونه و انحرافی:حتی در مواردی که حدیثی معتبر نقل میشود، تفسیر باطنی و مبتنی بر مکاشفه صوفیه گاه به نتایجی کاملاً متضاد با ظاهر کتاب و سنت میانجامد.
- اختلافات گسترده به دلیل فقدان معیار عینی:هنگامی که معیار نهایی، کشف شخصی باشد، وحدت رویه از بین رفته و هرکس به استناد شهود خود سخنی میگوید.
سخنران در پایان خاطرنشان کرد: با وجود تمام این نقدها، شناخت این رویکرد و مبانی آن برای درک تاریخ فکری تصوف و نیز شناسایی احادیث مشکوک در متون عرفانی امری ضروری است.
این نشست علمی با پرسش و پاسخ حاضران به پایان رسید.

